تبلیغات
میر حسین یا احمدی کمی با وجدان خود خلوت کنید - محصولی کیست؟
میر حسین یا احمدی کمی با وجدان خود خلوت کنید
دوشنبه 18 خرداد 1388

محصولی کیست؟

دوشنبه 18 خرداد 1388

نوع مطلب :

در یکی از روزهای سال 1338 محصولی پدر دکان پتو فروشی اش در بازارچه قدیمی ارومیه را زودتر از وقت معمول می بست تا برای دیدن کودک تازه بدنیا آمده اش به منزل برود. او در راه به این فکر می کرد که نام کودکش را صادق بگذارد اما مطمئنم حتی لحظه ای هم به ذهنش خطور نمی کرد که صادقش روزی تا احراز پست وزارت کشور پیش برود

در یکی از روزهای سال 1338 محصولی پدر دکان پتو فروشی اش در بازارچه قدیمی ارومیه را زودتر از وقت معمول می بست تا برای دیدن کودک تازه بدنیا آمده اش به منزل برود. او در راه به این فکر می کرد که نام کودکش را صادق بگذارد اما مطمئنم حتی لحظه ای هم به ذهنش خطور نمی کرد که صادقش روزی تا احراز پست وزارت کشور پیش برود.

با پیروزی انقلاب صادق هم مانند بسیاری از هموطنان فرصت طلبش پا به عرصه فعالیتهای اجتماعی و سیاسی در شهر زادگاهش گذاشت، حال آنکه او نیز چون دیگر یاران امروزش هیچ گونه سابقه مبارزاتی قبل از انقلاب نداشت.

در سال 1359 بنا به توصیه وزیر کشور وقت مهدوی کنی او و تنی چند از دوستان هم دانشگاهی اش از جمله هر دو برادر هاشمی ثمره ، محمود احمدی نژاد، منصور فتاح، برقعی، برادرش اسماعیل محصولی و حتی حمیدرضا جلایی پور که بعدها از این گروه منشعب شد به نیت مبارزه با افراد نهضت آزادی و طرفداران بنی صدر از تهران به ارومیه بازگشته و به تسویه سپاه و دیگر نهادهای انقلابی این شهر پرداختند.محصولی فرماندار شد و همزمان احمدی نژاد به سمت فرماندار ماکو و سپس خوی برگزیده شد. مجتبی ثمره هاشمی نیز که اصالتا کرمانی بود در مرداد ۵۹ حکم معاونت اجتماعی استانداری را دریافت کرد. جریانی که محصولی عضو آن بود به شدت با جریانات ملی و روشنفکری اسلامی مخالف بود. نمونه این مخالفتها را در برهم زدن مراسم سالگرد دکتر مصدق در این شهر می توان مشاهده کرد که وی و برادرش به تنهایی مراسم را بر هم زدند. در آن دوران وی به عنوان یک فالانژ متعصب شناخته می شد. پس از انتخابش به سمت فرماندار همین رویه اش باعث ایجاد اختلاف بین او و شهید مهدی باکری شد که شهردار ارومیه بود. برادران باکری  که از جمله طرفداران شریعتی نیز به شمار می آمدند با بسیاری از عملکردهای نامعقول و دیدگاههای تنگ نظرانه محصولی مشکل داشتند. نامه اخیر فاطمه امیرانی همسر شهید حمید باکری نیز به همین اختلافات اشاره می کند.

در آن ایام شورای فرماندهی سپاه ارومیه متشکل از افرادی چون صداقت پیشه، حمید باکری، یوسف مدرس و جواد یوسف زاده بود که باند علم وصنعتی ها به تدریج آنان را از میدان به در کرده و خود عهده دار مسوولیتها شدند. گفته می شود دامنه مخالفتهای محصولی با حمید باکری به حدی بود که وی حتی نتوانست از سپاه ارومیه به جبهه اعزام شود و مجبور شد از طریق سپاه تبریز اقدام کند.

وی مدتی نیز به عنوان معاونت سیاسی استانداری ارومیه منصوب می شود که همزمان با وی مجتبی ثمره هاشمی نیز معاونت اجتماعی استانداری ارومیه را عهده دار بوده است. پس از آن محصولی به عنوان فرمانده سپاه منطقه ۵ شامل فرماندهی سپاه استانهای آذربایجان غربی ، شرقی و اردبیل منصوب می گردد.

اما همای اوج سعادت آن گاه به دام صادق محصولی می افتد که وی در دوران استانداری احمدی نژاد در اردبیل با استفاده از عنایت ویژه همشاگردی آرادانی اش در یک مزایده فرمایشی برنده قرارداد سوآپ نفتی با نخجوان می شود. بسیاری این نقطه را نقطه آغاز انباشت میلیاردی ثروت وی می دانند.

قراداد های سوآپ که امروزه در بسیاری کشورها معمول است به این صورت است که ایران به جای اینکه سوخت را از جنوب به منطق شمال و شمالغرب کشور برساند و متحمل هزینه اضافی شود از همسایگان شمالی نفت می گیرد و مابه ازای آن را البته کمتر از مقداری که گرفته از جنوب برای کشور مذکور صادر می کند.

در ایامی که محصولی در سپاه خدمت کرد نقش بسیار موثری در کشاندن این ارگان به سمت فعالیتهای اقتصادی داشت و خود اغلب در راس این فعالیتها بود. لیکن همزمان با اشتغال دوستش محمود احمدی نژاد در دانشگاه علم وصنعت او نیز از سپاه کناره گیری کرد و به فعالیت در بخش مسکن پرداخت.

یکی از سوالات مجلس که دیروز از محصولی پرسیده شد نیز به فعالیتهای او در بخش انبوه سازی بر می گردد. او متهم است که در سال 78 باغی را به وسعت ده هزارمتر در خیابان یاسر (نیاوران) خریداری کرده که طبق قا نون می بایست هنگام تفکیک زمین آن به علت تغییر کاربری  از مزروعی به مسکونی 70 درصد از آن یعنی در حدود ۷۰۰۰ متر به شهرداری تعلق می گرفت، در حالی که نامبرده با کمیسیون ماده 5 شهرداری تبانی کرده و کل زمین را تغییر کاربری داده و در آن ساخت وساز نموده است. جالب اینجاست که بدانیم از قضا این اتفاق در زمان تصدی شهرداری پایتخت توسط یار دیرین صادق، محمود احمدی نژاد افتاده است.

در هرحال با ورود احمدی نژاد به مبارزات انتخاباتی محصولی از جمله بزرگترین حامیان او به شمار می آمد و طبیعی بود که احمدی نژاد پس از پیروزی اش در انتخابات تلاش کند تا در اولین فرصت از خجالت او دربیاید. از همین رو پس از رد شدن سعیدلو به عنوان وزیر نفت بلافاصله احمدی نژاد صادق محصولی را معرفی کرد. در آن روزها روزنامه کیهان درست بر عکس مشی فعلی اش حملات تندی به محصولی کرد و برای اولین بار اتهام فساد مالی را بر وی وارد ساخت. نمایندگانی چون عماد افروغ و علی عسگری نماینده مشهد که استعاره "سردارمیلیاردی" او بر تارک محصولی ماندگار شد ،به شدت وزیر پیشنهادی را مورد حمله قرارداده و مشروعیت ثروت 160 میلیاردی آن هم در عرض 10 سال را مورد شبهه قرار دادند. این اعتراضها حتی آن گاه که محصولی ثروت خود را امانتی در دست خود و متعلق به آقا امام زمان! نامید نیز ادامه یافت و در نهایت صادق مجبور شد یک روز قبل از حضور در مجلس برای اخذ رای اعتماد انصراف خود را در نامه ای به رییس جمهور اعلام کند و محمود نیز برای اینکه خشم خود را به مخالفان نشان دهد بلافاصله وی را به سمت مشاور ارشد خود انتخاب نمود و در سخنرانی اش در شهر قم او را سرداری مومن و ضدفساد نامیده، از رویه مجلس در رد او انتقاد کرد.

این روزها صادق محصولی متهم است که 400 میلیارد تومان از دولت وام گرفته و اسم او در لیست 200 نفری که مظاهری در نامه اش به رهبر از آنان به عنوان وام گیرندگان کلان نام برده آمده است. همچنین محصولی در پرونده 6.5 میلیون دلاری نفتی مربوط به معاملات غیرشفاف نفتی با تاجیكستان نیز باید پاسخگو باشد.  داشتن منازل مسکونی مجلل متعدد در تهران که عکس فوق تنها یکی از آنان را نشان می دهد، درآمد میلیاردی، برج‌های میرداماد و زمین‌های بزرگ منطقه حسنی‌كیا  چیزی نیست که به راحتی بتوان از کنار آن گذشت بویژه وقتی از او می شنویم  که :" در 44 مزایده شركت كرده و تنها در سه مزایده برنده شدم و درآمدهای من حاصل آنها است!".

اگرچه بسیاری و از آن جمله خود بنده بر این عقیده ام که ثروت بسیار داشتن هیچگاه نکوهیده نیست لیکن نحوه کسب ثروت همواره مهم بوده است.

 به گفته خود صادق محصولی دارایی او هم اکنون 160 میلیارد تومان است و این سرمایه را در طی 10 سال و بعد از خروج از سپاه به دست آورده است ، یعنی به عبارتی هر سال 16 میلیارد تومان و تقریبا یك و سه دهم میلیارد تومان در ماه و روزانه بیش از 40 میلیون تومان و در ساعت یك میلیون و هفتصد و پنجاه هزار تومان و در دقیقه 292 هزار تومان در دقیقه درآمد داشته است.




http://herlindajabaay.jimdo.com/2016/03/03/cure-leg-length-difference-with-shoe-lifts/
شنبه 14 مرداد 1396 03:01 ب.ظ
It's an amazing post in favor of all the web people; they will get advantage from it I am sure.
Scotty
شنبه 7 مرداد 1396 07:01 ب.ظ
I blog often and I genuinely appreciate your information.
This great article has really peaked my interest. I will bookmark
your blog and keep checking for new information about once per
week. I opted in for your RSS feed as well.
Venus
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:57 ب.ظ
hello there and thank you for your information – I have definitely picked up anything new from right
here. I did however expertise a few technical issues using this
website, since I experienced to reload the web site lots of times previous to I could get it
to load properly. I had been wondering if your hosting
is OK? Not that I am complaining, but slow loading instances times
will sometimes affect your placement in google and can damage your
quality score if ads and marketing with Adwords. Well I am adding this RSS to my email and can look out for a lot more of your respective exciting
content. Ensure that you update this again very
soon.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر